لینک مورد نظر برداشت شد و بعد پالایش گذاشته خواهد شد

دانلود رمان نقاب من نودهشتیا

دانلود رمان نقاب من نودهشتیا

دانلود رمان نقاب من نودهشتیا

دانلود رمان نقاب من نودهشتیا

بگو اگه آروم میشی ،من آدم صبوری هستم و تحمل میکنم اما یادت باشه هیچ وقت تا مطمئن نشدی به طرف مقابلت انگ هرزگی نبندی ،چون یه زخمی رو قلبش میفته که دیگه با هیچ کاری خوب نمیشه ،اون میشکنه ،چون هم غرورش و هم احساس و هم افکار پاکش رو با این تهمت ازش و از همه بدتر اون تصویر خوبی که از تو، میگیری توی ذهنش داره رو حسابی داغون میکنی ..فهمیدی مثل من که امشب داغونم کردی و شکوندی اونم خیلی بد ..حتی اجازه حرف زدن به من ندادی درسته منو نمیشناسی و من تازه وارد زندگیت شدم ولی حق نداشتی در مورد من اینجوری قضاوت کنی .. و دوباره چشمهایم را بستم و در همان حال اشکهایم را با دستم پاک کردمکلافه چنگی به موهام زدم ،آنقدر محکم کشیدم که احساس کردم پوست سرم هر لحظه ممکنه کنده شه . اشکهای بی صداش بیشتر عذابم می داد و بدتر از همه سکوتی بود که همه ئ وجودش رو گرفته بود ،کاش اونم من رو میزد یا تلافی میکرد ،اما هیچی …این بیشتر منو خورد میکرد . دلم میخواست دستمال توی جیبم رو بهش بدم تا اشکهاشو پاک کنه ،اما میترسیدم بیشتر یادش بیفته و بدتر بشه .باید صبر می کردم تا دوباره آروم بشه .اما چطور ممکن بود ،دیوید (سامیار) برادرش باشه ،و دوباره نگاهی به صورتش انداختم ،دستم بشکنه .رد سیلی رو صورتش سرخ شده ..چطور همچین کاری کردم . ودوباره نگاهش کردم ..چطور متوجه شباهت اون دو تا نشده بودم . دیگه حسابی بهم ریختم و کم مونده خل بشم .حرفهاشم که مثل شمشیر تیکه تیکه ام کرد ،دختره ئ دیونه .ببین چیکار کردی که من رئیس نمی تونم حرف بزنم بالاخره دل به دریا زدم و گفتم : _واقعا دیوید برادرته !آخه چطوری ؟ پوزخند زد و گفت :
شناسنامه بدم رئیس ،چرا خودت تحقیق
نمیکنی ، آدمش رو که داری !!
گیج پرسیدم :

 

منبع:romankade.com

لینک مورد نظر برداشت شد و بعد پالایش گذاشته خواهد شد